حسن سيد اشرفى
749
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
633 - صاحب فصول ، نزاع در دلالت صيغهء امر را بر مرّه و تكرار در كدام يك از هيئت يا ماده قرار داده و دليلش چيست ؟ ( لا يذهب عليك . . . كما فى الفصول ) ج : مىفرمايد : صاحب فصول ، نزاع در دلالت صيغهء امر بر مرّه و تكرار را از ابتدا روى هيئت امر برده و فرمودهاند : نزاع در دلالت صيغهء امر بر مرّه و تكرار اساسا در هيئت بوده و نه در مادّه « 1 » چرا كه بنا بر اجماع و اتّفاق اديبان كه سكّاكى آن را حكايت كرده است ، مصدر مجرّد از الف و لام و تنوين دلالت بر چيزى جز ماهيّت نمىكند و از آنجا كه مادهء صيغهء امر نيز عبارت از مصدر مجرّد از الف و لام و تنوين بوده شكّى نيست كه دلالت بر مرّه و تكرار ندارد . « 2 » بنابراين ، نزاع فقط در هيئت صيغهء امر مىباشد . 634 - جواب مصنّف به نظر صاحب فصول كه نزاع در دلالت صيغه امر بر مرّه و تكرار را فقط در هيئت امر و نه مادّهء امر دانسته چيست ؟ ( فانّه غفلة . . . على الماهيّة ) ج : مىفرمايد : فراموشت نشود كلام صاحب فصول ناشى از غفلت و فراموش كردن آن است كه چنين چيزى يعنى اينكه مصدر مجرّد از الف و لام و تنوين دلالت بر طبيعت صرف داشته و نه مرّه و تكرار موجب نمىشود كه اتّفاق باشد بر اينكه مادّهء صيغهء امر هم فقط بر ماهيّت تنها دلالت كند و بر چيزى غير از طبيعت مثل مرّه و تكرار نتواند دلالت داشته باشد .
--> ( 1 ) - يعنى اتّفاقى است كه صيغهء امر به واسطهء مادّه دلالت بر مرّه و يا تكرار ندارد . ( 2 ) - چرا كه مصدر با الف و لام مثلا « اضرب الضّرب » مىتواند الف و لامش براى عهد خارجى يا ذهنى كه ضرب واحد يا مكرّر بوده باشد و به واسطهء الف و لام دلالت بر يكى از مرّه و تكرار كند . و نيز مصدر با تنوين مثلا « اضرب ضربا » كه براى نكره بوده مىتواند مفيد وحدة و مرّه باشد . يعنى زدم يك بار زدن . ولى مثلا در « صلّوا » مادهء آن عبارت از « صلاة » كه مصدر بدون الف و لام و تنوين بوده مىباشد و مصدر بدون الف و لام و تنوين به اتّفاق اديبان تنها دلالت بر طبيعت بدون نظر به مرّه و تكرار دارد و مقصود از « صلاة » طبيعت صلاة مىباشد .